رفاقت رو ازدست فروش بازار نخریدم، بلکه توکوچه های خاکی ده

رفاقت رو ازدست فروش بازار نخریدم، بلکه توکوچه های خاکی دهاتمون یادگرفتم/پس خوب میدونم که براکدوم رفیق زمین بخورم که از
زمین خوردنم شادنشه،بلکه دست خاکیم رو بگیره واززمین بلندم کنه.
دیدگاه ها (۱)

سرد است … نیمکتی تنها در پارک نشسته است ، من تنها بر نیمکت ...

بی انصاف!! لای انگشتانم را باید دستان تو پر میکرد... نه سی...

زن جنس عجیبی ست... چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر ، دلش...

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید ، میماند.... و به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط