𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐

صبح روز بعد

نور آفتاب از پنجره وارد اتاق شد

مانیا با سینی غذا وارد اتاق جیمین شد

+ صبح بخیر

جیمین حتی نگاهش هم نکرد

- من صبحونه نمیخورم

مانیا سینی رو روی میز گذاشت

+ ولی باید بخورید داروهاتون رو هم باید بعدش مصرف کنید

جیمین با بی‌حوصلگی نگاهش کرد

- تو هم مثل بقیه شروع کردی

+ شروع کردم

- اولش همه مهربونن بعد که میفهمن نمیتونن منو تغییر بدن میرن

مانیا چند لحظه ساکت موند

+ من نیومدم شما رو تغییر بدم

جیمین بهش نگاه کرد

+ اومدم کمک کنم که دوباره بتونید زندگی کنید

چهره جیمین برای چند لحظه تغییر کرد ولی دوباره سرد شد

- فکر میکنی با چند تا حرف قشنگ همه چی درست میشه

+ نه میدونم سخت‌تر از این حرفاست

- پس چرا هنوز اینجایی

+ چون هنوز اولین روز کاری منه

جیمین چند لحظه ساکت موند

- تا چند روز دیگه میفهمی چرا بقیه رفتن

+ شاید

- شاید

+ آره چون من هنوز تصمیم نگرفتم ببازم


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏صدای بارون کل عمارت رو پر کرده بودخانم پ...

فیک جدید داریمم 𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮معرفی:مانیا:22 ساله علامت+جیمی...

Forced MarriagePart 56روز بعدیونا رو جلوی یه کافه دیدمهمین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط