با پای دل قدم زدن آن هم كنار تو

با پای دل قدم زدن آن هم كنار تو

باشد كه خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه ی من ثبت می شود

این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

تا دست هیچ كس نرسد تا ابد به من

می خواستم كه گم بشوم در حسار تو

احساس می كنم كه جدایم نموده اند

همچون شهاب سوخته ای از مدار تو

آن كوپه ی تهی منم آری كه مانده ام

خالی تر از همیشه و در انتظار تو

این سوت آخر است و غریبانه می رود

تنهاترین مسافر تو از دیار تو

هر چند مثل آینه هر لحظه فاش تو

هشدار می دهد به خزانم بهار تو

اما در این زمانه عسرت مس مرا

ترسم كه اشتباه بسنجد عیار تو
دیدگاه ها (۸)

رز آبی پارت ۳۰

پارت ۱۹ جونگ‌کوک چند قدم جلو رفت.نگاهش از روی گردنبند برداشت...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

🧁 پارت بیست و دوم | رازِ کاپ‌کیک آخرصبح آن روز...لیانا مثل ه...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط