این روزا دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دوس دارم برگردم ب دوران

این روزا دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دوس دارم برگردم ب دوران بچگیم که بی تفاودت ب همه چی فقط فکرم بازی و شیطنت بود تموم فکرم این بود چ جوری داداشمو ازیت کنم هه کاشکی این روزا تموم شه هر روز اینو میگم ولی تموم شدنی نیست
دیدگاه ها (۵۳)

Love&HateP.2-یا ابلفضللل من چیزی ندارم داداشمو بخور_ببین کیه...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

رمان سوم پارت پنجم😩࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی ولی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط