آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست
بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست

تعبیر دل انگیز لب و یک بغل آغوش
در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست

خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش
با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست

تا بازی ما حکم و ورق "آس" نگاهی ست
محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست

من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس
درگیر فقط.. شاید و امّا.. اگرش هست

آشفته ی چشمش شده ام داده ام از دست
آرام و قرارم به خدا تا شررش هست

او شاعره ی پنجه توانای هنرمند
رنجاندن این شاعر عاشق هنرش هست.....
دیدگاه ها (۳)

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

ﻓـــــﺮﺍﻣـــﻮﺷــﺶ  ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ....ﻓــﻘـــﻂ  ﮔـــﺎﻫــــﯽ  ﺍﺳـــﻤ...

بہ عاشق هرچہ پیشآیدپس ازدیدارمیچسبد..بہ من هم رقص زیباے توبے...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من..وا مکن چشمت که تا افشا ...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

....آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش ...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

این بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست...

این بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست...

آن بوسـه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبـم طعمِ غلیظِ شکرش ...

روز اول بیهوا قلب مرا دزدید و رفت روز دوم آمد و اسم مرا پرس...

روز اول بیهوا قلب مرا دزدید و رفت روز دوم آمد و اسم مرا پرس...

چال گونه،روی سبزه، گیسوان لخت وخرماهرسه راهم رانبینم چشم هاع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط