به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش

به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش

که به پاسخم بگفتا تو بمان و مبتلا باش
دیدگاه ها (۱)

تورا آرزو نخواهم کرد هیچوقتتورا لحظه‌ایی خواهم پذیرفت کهبا د...

باید رد شد و‌ رفت از اونجایی کهخوشحال نیستی، باید اونقدر بری...

موهاشو پشت گوشش زد و بهم گفت:چرا انقدر تو دریای هنر و ادبیات...

باران که بزندپشت هر پنجرهدلی بیقراردلی می شود …

گفتی بغلم کن که به آغوش تو سرمست ترینمگفتم تو بخواهی همه ی ع...

خدا کند کهتو را از بلا نگه داردهمان خدا که مرامبتلا به عشق ت...

♡﷽♡اے عشـقبیا قاصدڪیبر لب ایوان دلم باش ...#ایران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط