یه پرستار داشتیم میومد از من و داداشم مراقبت کنه یه بار

یه پرستار داشتیم میومد از من و داداشم مراقبت کنه. یه بار بهم گفت بابات حتما بهت اعتماد نداره که رمز گاوصندوقو بهت نمیگه و منم بهم برخورد. با کولی بازی رفتم رمزو از بابام گرفتم و بهش گفتم دیدی بهم اعتماد داشت؟ فرداش گاو صندوقو خالی کرد❤️

🆔
دیدگاه ها (۰)

🔸از امام جعفر صادق (سلام الله علیه) پرسیدم که چگونه صلوات فر...

.آرزوی زیارت امام زمان(عج)یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت امام...

✧𝓛𝓸𝓼𝓽 𝓴𝓮𝔂✧ܭܠࡅ࡙ܥ‌‌ ܭَܩܢܚ݅ܥ‌‌ܘPart_26:45P.M.دیگه نمیتونست تحمل...

#loveing_or_hateing?#Part2همین که بلند شد دستشو گرفتم و گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط