مے ترسم از آدم ها ...

مے ترسم از آدم ها ...

آدم هایے ڪہ دست مے گذارند روے تنهایے ات ...
مجوزِ ورود مے گیرند ...
و تنهاترت مے ڪنند ...
آدم هایے ڪہ سایہ مے اندازند روے سرت ...
و بے تفاوت، سایہ سنگین مے ڪنند ...
آدم هایے ڪہ سادہ مے گیرے بودنشان را ...
و سخت مے ڪنند گذرِ لحظہ هایت را ...
آدم هایے ڪہ ڪوهِ معرفت مے شوے برایشان ...
و آنها مدام مے لرزانندت با آتشفشانِ بے معرفتے هاشان ...
آدم هایے ڪہ بہ هزار و یڪ خاطرہ، دلبستۀ شان مے شوی…
و آنها بی تفاوت میگذرندو میروند ...
از آدم ها مے ترسم ..
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

اگر طبق برنامه پیش نره، حتی بهتره: خون‌آشام‌های نسل Z بحران ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت دوم: سایه‌ی کالوین کلاین**(صحنه...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

فاصله یک لبخند تا جنون

Rofile of the wolf...۹

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁶برای چند ثانیه،حتی نفس کشیدن هم یادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط