p

#p7:

اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره.

نیلو: ا/ت یه خبر خوب بهت بدم؟
♡: بگو (سرد)
نیلو: بابا و آقای جئون فردا از برمیگردن ماموریتشون تموم شده
♡: واقعااا؟؟.. چی کدوم ماموریت؟؟؟؟؟
نیلو: ای وای (زیر لب) نه ببخشید کارشون تو شرکت تموم شده
♡: اها
نیلو: راستی رعد چطوره؟
♡؛: هعی حالش خوب شده
نیلو: اخجون قربونش برم
♡: وااا من چی
نیلو: تو که دلیل نفس کشیدن منی
گوشی کوک زنگ خورد
_: بله بفرمایید
با اون فرد حرف زد و بعد به طرف نیلو اشاره کرد
نیلو: ا/ت تو برو داخل من. من باید گل هارو اب بدم
♡: اوکی (رفت)
نیلو: خب؟
_: پدرت بود، گفت که زخمی شده، گفت که
به ا/ت نگیم
نیلو: اوکی بیا بریم داخل تا ا/ت از این قضیه بو نبرده

(فلش بک به فردا)

(ویو ا/ت):
بعد از اینکه بیدار شدم، رفتم کار های لازمه را انجام دادم و رفتم پایین همه اماده بودن و قرار بود یک ساعت دیگه پدرم همراه آقای جئون بیان

م.ا/ت: صبح بخیر دخترم
♡: صبح بخیر همگی، صبح بخیر مامان
م. کوک: صبح بخیر عزیزم
نیلو: چه عجب زود بیدار شدی
تهیونگ: دوست داره به توچه
نیلو: انگار دلت کتک میخواد موش آب کشیده
م. ا/ت: شما دوتا دوست داریم به دست من خفه شید,ها؟
♡: من صبحونم رو بدید بخورم وگرنه الان همینجا میفتم
نیلو: بیا بخور
ا/ت صبحونه رو خورد و به سمت اتاقش رفت تا لباسش رو عوض کنه و همه رفتن که برای دیدار با اقای جئون و اقای کیم اماده بشن
♡: خب من اومدم
تهیونگ: به کتف چپم ههه
ا/ت کفشش رو به طرف تهیونگ پرت میکنه و تهیونگ جاخالی میده و میخوره به کوک
_: اخ سرم
♡: ای وای ب ببخشید تهیونگ خدا خدا کن گیرت نندازم وگرنه زنده به گورت میکنم
-: کدوممممممم خریییییی این و پرت کرد هاااا؟(عصبی)
♡؛: م من پرت کردم ببخشید(ترس)
نیلو: فدات شرطا، جونگ کوک حالا نمردی که میخوای خواهر عزیز دردونم رو بکشی
کوک از اعصبانیت زیاد رفت بیرون
نیلو: ا/ت خودتو نارحت نکن بالاخره دیگه شده
پدر ا/ت و پدر کوک با کلی ماشین وارد عمارت شدن
♡: اخجون بابایی اومدددد
نیلو: خب حالا زیاد هیجانی نشو واست خوب نیست
ا/ت تا دید پدرش از ماشین اومد بیرون اومد بدوبدو رفت و پرید بغلش ولی نمیدونست اون زخمی هست
پ.ا/ت: اخ (زیر لب) دختر عزیزم الان له میکنی منو
♡: بابا چرا اینقدر دیر اومدی، سلام اقای جئون
پ. کوک: سلام عروس گلم
پ. کوک: جونگ کوک کجاست
♡: نمیدونم
خانواده ها دور هم جمع شدن و تا شب باهم کلی خوش گذروندن اما جا یک نفر خالی بود اون هم جونگ سانگ بود

م. کوک: راستی پسرم جونگ سانگ کجاست؟
پ. کوک: حالش خوبه فقط برای چند وقتی رفته فرانسه یکی از بهترین دوستاش اونجاست ولی گفتم که تا عروسی جونگ کوک برگرده
پ.ا/ت: اوه خوب شد یادم انداختید. ا/ت وسیله هاتون را برای عروسی آماده کردید؟
♡: بله(سرد)
پ. ا/ت: خوبه
پ. کوک: بنظرم دو روز دیگه برای بچه ها عروسیشون رو بگیریم تا خیلی طولش ندیم منم به جونگ سانگ زنگ میزنم تا دیگه برای فردا بیاد
همه با نظر اقای جئون موافقت کردن اما ا/ت و کوک هیچ حسی به این وصلت نداشتن

اون شب به برای همه به خوبی گذشت اما برای کوک و ا/ت خفه کنند بود و کوک روی کاناپه و ا/ت روی تخت خوابید که ا/ت شروع کرد به...........
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شرطا برای پارت بعد: ۱۸ لایک، ۱٠ بازنشر
دیدگاه ها (۲)

#p8:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره ا/ت شروع کرد به خواب ...

سلام سلام،، اسلاید دوم، حلقه ها💍اسلاید سوم، لباس ا/ت👰🏼اسلاید...

#p6: اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره♡: چیییی شوخی میکنی...

خیلی ممنونم که ازم حمایت میکنید😘🥰🥳

#p5:اسم فیک :، بوسه ای برای شروع دوبارهنیو: تهیونگگگگ کدومم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط