1373
۲۴
پسند
طناب را به دور گردنم انداختند...
طناب را به دور گردنم انداختند...
گفتند :آخرین آرزویت؟
گفتم :دیدن عشقم...
گفتند :خسته است, تا صبح برایت طناب بافته...
دانلود
۱.۷k
۰۶ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (
۱
)
I'm not jealous part 39با عشوه ای که بیشتر شبیه به صدای عرعر...
گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...
✦ اولین گناه ✦فصل سیوپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...
part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...
هوس شعر کردم
○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...
وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...
برده عمارت جئون
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین