سلطنت راز آلود

//سلطنت راز آلود//
ادامه پارت ۱۰۷

جیمین : لیلی ...
الویز با شنیدن صدایش قلبش بیشتر درهم فشرده شد ... همان چند قدم فاصله را دوید و خودش را در آغوش عشقش رها کرد
با احساس امنیت آغوش عشقش گریه ای ارومش تبدیل به هق هق های بلند شدن و خودش را بیشتر توی بغلش جا کرد و سرش را روی سینه او فشرد ... جیمین بدون هیچ حرفی دستانش‌ را دوره معشوقش حلقه کرد
و هر از گاهی بوسه های آرومی روی موهایش می گذاشت
دیدگاه ها (۰)

//سلطنت راز آلود//پارت 108 هر از گاهی بوسه های آرومی روی موه...

//سلطنت راز آلود//پارت آخر جِی : کی جلعت... ( کی جرعت )با دی...

//سلطنت راز آلود//پارت 107الویز : در مورد مادر من درست حرف ب...

//سلطنت راز آلود//پارت 106مجازاتی عادلانه زمانی که رازی چندی...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

ₘᵧ ₗᵢₜₜₗₑ ᵦₐₗₗₑᵣᵢₙₐ | ₚₐᵣₜ ₅طی اصرار های فراوان بلاخره جیمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط