بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد نه🍷🔪
سریع رفتم خونه
به صدا کردنای باغبون و نگاه نگران بادیگارداش اهمیت ندادم
دیگه افکار آدما مهم نبود
مهم نبود که نقطه ضعف دارم میدم دست خیلیا
فقط میخواستم اون سرتق و ببینم
اون بی ش رف و
چرا این حیاط انقدر بزرگ بود
چرا تمومنمیشد؟!
همین که به خونه رسیدم با دیدن جسم خونی یکی کنار راه پله ها خشک شدم
نمیتونست پری من باشه!
نمیتونست!
آروم جلو رفتم
خدمتکارا کنار کشیده بودن
رسیدم به جسم
شکم بزرگش نشون میداد کیه ولی نمیخواستم باور کنم
صورتش و چرخوندم
با دیدن پری خشک شدم
بی جون و آروم صداش زدم
+پری ؟؟
جواب نداد
حتی چشم باز نکرد
حتی دستش تکون نخورد ..سریع دستمو گذاشتم روی رگ گردنش..
پارت دویست هشتاد نه🍷🔪
سریع رفتم خونه
به صدا کردنای باغبون و نگاه نگران بادیگارداش اهمیت ندادم
دیگه افکار آدما مهم نبود
مهم نبود که نقطه ضعف دارم میدم دست خیلیا
فقط میخواستم اون سرتق و ببینم
اون بی ش رف و
چرا این حیاط انقدر بزرگ بود
چرا تمومنمیشد؟!
همین که به خونه رسیدم با دیدن جسم خونی یکی کنار راه پله ها خشک شدم
نمیتونست پری من باشه!
نمیتونست!
آروم جلو رفتم
خدمتکارا کنار کشیده بودن
رسیدم به جسم
شکم بزرگش نشون میداد کیه ولی نمیخواستم باور کنم
صورتش و چرخوندم
با دیدن پری خشک شدم
بی جون و آروم صداش زدم
+پری ؟؟
جواب نداد
حتی چشم باز نکرد
حتی دستش تکون نخورد ..سریع دستمو گذاشتم روی رگ گردنش..
- ۸.۷k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط