میخواست چیزی بگه که نزاشتم

میخواست چیزی بگه که نزاشتم


+چرا اینکارو می‌کنی هیون ها؟ چرا ؟ چرا باید اینقدر معشوقتو به بچم نزدیک کنی ؟ چرا باید معشوقت یه همچین چیزی به پسر من بگه؟ چرا؟


انگار بیش از حد عصبیش کرده بودم که محکم روی فرمون کوبید


_میگم نمیدونم نمی‌دونم میفهمی ؟ نمیدونم! اینقدر بهم فشار نیار الان هر ستامونو میکشم


+حواست هست بچت اینجا نشسته ؟ جلوی بچه ی چهارساله اینطوری با مادرش رفتارش میکنی ؟ البته تقصیر توهم نیست اینقدر مادرت اینطور از بچگی جلوت رفتار کرده اینطوری الان اما حق نداری این رفتارو به هیونینم انتقال بدی فهمیدی ؟


ماشین رو کناری پارک کرد و با چشای سرخ نگاهشو بهم داد


-یونا... یونا الان وقت این چیزاست ؟ توروخدا اینقدر روی مغزم راه نرو میبینی اعصاب ندارم توهم هی غر میزنی
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۷۷+ک..کی...پلیس خبر کرد؟ ~چانیونگ!قطره اشکی از چشمام چ...

پارت ۲۷۸+چه وضعیتی ؟ از وضعیت الان من بدتر؟ یه نگاه به من کن...

+اینقدر بچم بچم نکن اونی که الان داری میگی بچمه بچمه رو من چ...

پارت ۲۷۶دلم نمیخواست اسمشم بیارم ، اما میخواستم ببینم چی شده...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 112✦...................

وقتی بدون اجازش تتو میزنی...بارون به شیشه میخورد..و با هر ضر...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

part 5نیلسو:داشتم از تعجب شاخ در می اوردم !که چرا اون پسر ا...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

ددی خون آشام من

سکوت پیست²Part:¹توی تاریکی شب تکو تنها روی چمن های حیاط نشست...

پارت۳۱ قمار یا زندگی

سکوت پیستPart:¹⁰⁰با اینکه خیلی جلو رفته بودم بازم زدن پوماد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط