شیلان

*شیلان*


شیلان:
هیرسا سراپامو نگاه کرد وگفت : سراپا مشکلی
- تو کلا وجودت مشکله
هیرسا : به چی خودت مینازی به قدبلندت چشای قشنگت موهای رنگ کردت
- قدم خیلی هم خوبه تو خیلی درازی چشامم که رنگشون کپ چشای خودته منظورم رنگشونه وگرنه مال تو وزقی موهامم رنگ نیست طلایی ان نکنه فکر کردی خودت تنها مو طلایی هستی ؟؟؟!!!! هوووم؟؟؟!!!
هیرسا : نچ مالی نیستی
خواستم حال اونو عوض کنم خودم داشتم منفجر می شدم کم میاوردم حمله فیزیکی کاربردم بود حمله کردم طرفش رو دسته مبل نشسته بود تا خواست بیاد پایین خودمو پرت کردم طرفش با هم افتادیم ولی انقدر زرنگ بودم خودم زخمی نشم وافتادم رو هیرسادادش بلند شد هولم داد کنار وگفت : خدا لعنتت کنه پهلوم داغون کردی
با بدجنسی خندیدم دستش رو پهلوش بود صورتشو برگردوند ونگام کرد
- فهمیدی با من در نیفتی
هیرسا : حوصلتو ندارم وگرنه عددی نیستی
- هوووم تو که هیچم نیستی
هیرسا: که نیستم
- اره
یهو بلند شد اومد طرفم بلند شدم فرار کردم رفت جلو تلویزیون نشست من خنگو باش طرف ازم فرار می کرد حالا فهمیدم ازم فرار می کنه باید یه کاری می کردم همین فردا بره صیغه محرمیت بخونه زنگ زدن هیرسا رفت در رو باز کرد دوتا پسر بودن هم سن سال هیرسا خودش وسربه سر هم می زاشتن با دیدن من ساکت شدن
هیرسا : شیلان دختر دایم
یکی از پسرای خندش گرفت وگفت : شیلان که سگت بود
انگار تو وجودم آتش فشان به پا کردن هیرسا فهمید بچه ها رو راهی کرد اتاق کارش وایسادم ونگاشون کردم هیرسا وسایلمو برد گذاشت تواتاق خودش
- کمک کنم
هیرسا : نه
اخم کرد اوووف آقا غیرتی هم بود لبخند زدم پسرا حسابی کار کردن وکلا وسایل اتاقو آوردن بیرون با ذوق وسایلمو دست کشیدم ودل تو دلم نبود اتاقم چیده بشه بعدم پسرا وسایلو بردن اتاق من وبا سلیقه هیرسا چیدن چون گفت حق ندارم برم تو اتاق منم چیزی نگفتن یه گوشه از سالنم شد جای وسایل موسیقی هیرسا یه مقدار از وسایلشم گذاشت تو اتاقش پسرا کارشون تموم شد ورفتن یک ساعتم نشد
- حداقل برای نهار نگه می داشتی
هیرسا: نهار چی مگه درست کردی
- مال دیشب که هست
هیرسا نگام کرد داشتم مانتوم رو درمی اوردم گفت : من نمی تونم غذایی که بمونه رو بخورم تو هم نخور
- چرا اونوقت
هیرسا : نمی تونم حتما یه مکلی دارم
گوشی خونه رو برداشت وزنگ زد سفارش غذا داد وگفت : برو ببین اتاقت چطوره
رفتم تو اتاق اونم پشت سرم اومد
خیلی خوشگله هیرسا ولی کلی وسایل کوچلو مچلو باید بخرم رو تختی یه فرشم می خوام
هیرسا : خوب بعدا می ریم می خریم بیا برو از کمد پتو وبالش بیار بزار رو تخت تا فردا
- نچ من نمیرم تو اتاقم تا تکمیل نشه بریم جمعه بازاری چیزی
هیرسا : کاردارم زردک
دیدگاه ها (۵)

*شیلان*شیلان: هیرسا : کاردارم زردک - هیرسا خواهش می کنم اون...

*شیلان*شیلان: بخاری شومینه رو زیاد کردم از گوشی خونه زنگ زدم...

*شیلان* شیلان : ساعت ۹ صبح بیدار شدم اروم ویواشکی رفتم هیرسا...

*شیلان*شیلان: قرص می خوردم اروم رفتم طرف آشپزخونه در یخچال ...

عشق و اشک پارت ۶

in your eyes

پارت ۱۲رز وحشیاون دختر ات نیست اون دختر خواب بود  اروم از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط