پارت ۱۷

پارت ۱۷

دیا، ترن راه افتاد و من جیغ زدم
ارسلان، دیانا جیغ زد دستم و دور کمرش حلقه کردم وبه خودم نزدیکش کردم
ارسلان، بالاخره بعد از جیغ های مکرر دیانا ترن از حرکت ایستاد پیاده شدیم
دیا، ارسلان
ارسلان

جانم نفسم
دیا، آب برام میگیری
من، چشم
دیا، مرسی زندگیم
من، رفتم برای دیا آب گرفتم و گفتم خوب بریم چرخفلک
دیا، باشه بریم .. با یه حالت ترس

من، چرخفلک رفت بالا
دیا، وقتی چرخفلک رفت بالا ترسیدم و خودم رو تو بغل ارسلان جا کردم
من، دیانا محکم بغلش کردم
دیا، چرخفلک تموم شد و با ارسلان به سمت ماشین رفتیم
ارسلان میشه پیشم بشینی
من، دیانا مگه نمیتونی
رانندگی کنی
دیا، چرا ولی
من، ولی چی نفسم دیا،ولی من دوست دارم تو پیشم باشی
من ، چشم

دیا، رفتیم باهم نشستیم تو یه ماشین بنفش
من، دیانا
دیا، جانم
من، ببین پات رو بزار رو گاز ور ندار باشه
دیا، باشه
من، همه ماشینا شروع به حرکت کردن کردن
دیا، داشتیم بازی می کردیم که یه ماشین محکم خورد به همون و بازوم محکم خورد به بغله ماشین


شرط پارت بعدی
۱۵ نا کامنت
۱۰ تا لایک
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۱۸ دیانا داشتیم سوار ماشین می‌شدیم که چشمم خورد به یه ب...

پارت ۱۹ گارسون، سلام سفارش تون رو بگید من، نفسم چی میخوری د...

پارت ۱۶ من، دیانا بیا بریم حاضر شیم دیا، باشه عشقم من، یه تی...

پارت ۱۵من، تو باهام یه دقیقه باهام حرف نزنی من میمیرم دیا،....

#قمار_سرنوشت پارت¹⁹تو پاساژ چند تا مغازه دیدیم اما من از لبا...

وحشی پارت 21+۱۸از روی پاش بلند شدم تهیونگ: کجااات: همینقدر ک...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁸و موهاش رو نوازش کردم که چشماش رو باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط