بَراے شادے رُوح بےوجدانِت

بَراے شادے رُوح بےوجدانِت
سیـــــگار میکشَم
یہ هامو خیــرات میدَم...
نِمیخوام
وقتے تو بَغل اُون
نَفس نَفس میزنے
نَفس کم بیارے
آبرو دارے میکنَــم
مثل همــــیشہ
براے شادے روح ولگردت
سیگار میکشَم
براے شادے
تنَها کَس وِلگرد مَن
صَلوات..
دیدگاه ها (۴)

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

اعتیاد من بهت.

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

My professorChapter:2Part:105چند ثانیه با سکوت و فقط صدای با...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت 182

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط