۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۷۳

دمیتریوس:چقد خوبه کنار فرد مورد علاقم بشینم
آیسا:دهنت رو ببند تا لت و پارت نکردم
بکی: حالا ول کنین بچه ها حس نمیکنین اتوبوس موزه رو رد کرد؟؟
همه متوجه شدن و ترسیده بودن

اتوبوس توقف کرد
اکثریت:عه وایسادیم!
یه خانم که همه لباساش مشکی بود و موهای قرمزی داشت وارد شد اسمش لیرا هست
امیل:یعنی چی ما میخوایم بریم دارین مارو کجا میبرین؟؟
لیرا:بچه های خوبی باشین مگر نه(اسلحه اش رو در آورد)همینجا مجبور میشم با این دهنتون رو ببندم
همه وجودشون رو ترس فرا گرفته بود

فلش به ۲۰ دقیقه بعد
آنیا:آممم آنیا گشنشه
لیرا:شانس آوردی بچه یکم تغدیه براتون گذاشتیم
ولی اگه زبون درازی کنی خودت میدونی چی میشه
آنیا خشکش زد و عرق کرد
دامیان[اون حالش خوبه؟؟]:آنیا خوبی؟
آنیا:چیزی نیست الان تغذیه هارو بدن خوب میشم(لبخند همیشگی)
دامیان[این دیوونستا]🍅
آنیا✨️:بی تربیت
دامیان:ها؟چی؟
آنیا[واییی لو دادم]من چیزی نگفتم
دیدگاه ها (۴)

بچه ها حدس بزنید چی شدههههدلم خیلی براتون تنگ شده بودددیروز ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۲هندرسون:بچه ها یه خبر خوب داریمممیخوای...

۱۳۰ تاییمون مبارک قشنگااااا

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۶۹جولیا:یعنی چی؟ داره مسخره میکنه شما با...

زمرد های صورتی پارت⁶انیا : آنیا گشنشه بکی : خب بیاین بریم ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط