چ سکوت سردی

چ سکوت سردی
چ خلوت پر ازدحامی به پا کرده ای

تو یک نفر ، با دنیا چ کرده ای...

چشمهایت را بسته ای
رو گرفته ای

از چه?

شاید ب یاد می آوری لحظه های شیرین گذشته ت را

ب یاد می آوری عیدها و سفره هایی ک دور و اطرافت شلوغ بود
خسته بودی،از کار و زندگی

اما

برای خندان بودن لب دردانه هایت دَم نمیزدی
دستان پینه بسته ی تو یادآور سرماها و گرماهاییست ک مخلصانه کار کرده ای

چشمانت را بسته ای

یا...

اشک میریزی و قلبت را شکستنه اند

وقتی در یک اتاق کوچک بچه هایت را بزرگ کردی
اشک میریزی ک برای داشتنت یک اتاق کوچک نداشتند?

تو همانی ک آه کشیدنت عرش را میلرزاند...
دیدگاه ها (۹)

قبل از خواب دلم عجیب هوای ِ این را کرد که برای کسی بنویسم دو...

این جمله معروف از حضرت زین العابدین (علیه السلام ) است : ای ...

مامان؟ سرم درد گرفت ! این قرآنو خاموش میکنی؟! بابا چرا گریه ...

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد و چقدر ناسپ...

نومیدی

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رمان دخت من

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط