خیلے قشـــنگه....

خیلے قشـــنگه....
پسر بغضش میترکه میزنه زیره گریه،دختره میگه چرا گریه میکنی زندگیم؟
-پسر با هق هق میگه کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت.
دختر-پسرخالم بود
پسر-پس چرا دستشو گرفته بودی؟
دختر-چون مثل داداشمه!
پسر-پس چرا رفتی خونشون؟
دختر-خب رفتم خونه ی خالم دیگه عشقم اینطوری نکن توروخدا...
-پسره میگه،تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله ی تو میشه!!😢 .......هه
دیدگاه ها (۳)

عشقی حقیقی

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟑جونگکوک:اره دیگه عشق بچگیش همون دختره ...

آوای شبپارت ۲۰ویو نویسنده ساعت:۱۰:۰۰و این دوتا وروجک خسته اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط