سرم درد میکند

سرم درد میکند

سرم را ببند ولی نه از دستمال

میخواهم سرم محفوظ میان بازوانت باشد

نبضت که به گوشم برسد

خود به خود تابع آرامش تو خواهم شد
دیدگاه ها (۲)

ﻏـــــــﺮﻭﺭِ ﻣﺘـــــﻮﻟﺪﯾﻦ ﻫـــــﺮ ﻣـــــﺎﻩ ! ﺷﻤــﺎ ﮐﺪﻭﻣﯿـــﺪ...

نگاهَــم کن ؛هنوز لبخند بر لب دارم .هنوز سکوت را ترجیح میدهم...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

عاشقانه های شبنم

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط