آخرین بوسـہ
آخرین بوسـہ
روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.
نه فاصلهی معمولی… یه جور سکوت حسابشده.
تهیونگ کمتر حرف میزد.
بیشتر نگاه میکرد.
جئون اما هنوز فکر میکرد همهچی تحت کنترله.
هنوز باور داشت تهیونگ “مال” خودشه.
اما نمیدونست تهیونگ، دیگه مدتهاست تصمیم گرفته.
یه شب، تهیونگ تنها بود.
گوشیش رو برداشت.
الان وقتشه…
و تماس قطع شد.
پارت ۳؟
روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.
نه فاصلهی معمولی… یه جور سکوت حسابشده.
تهیونگ کمتر حرف میزد.
بیشتر نگاه میکرد.
جئون اما هنوز فکر میکرد همهچی تحت کنترله.
هنوز باور داشت تهیونگ “مال” خودشه.
اما نمیدونست تهیونگ، دیگه مدتهاست تصمیم گرفته.
یه شب، تهیونگ تنها بود.
گوشیش رو برداشت.
الان وقتشه…
و تماس قطع شد.
پارت ۳؟
- ۱.۰k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط