فیک جیمین دوبال عجیب
فیک جیمین دوبال عجیب
(پارت۳۴)
از زبان ات
رفتیم به اون عمارت بزرگ نشسته بودم گفتم خب حالا از اول بهم بگید جیمین کل قضیه رو بهم گفت گفتم ای من با جی یونگ تخس قرار میزاشتم یعنی تو رییس شرکتی گفت اره گفتم نه بابا خوشم اومد جیمین با تعجب بهم نگاه کرد گفت اینو از کجات در اوردی شب شد رفتم بخوابم به جیمین گفتم حالا کجا بخوابم گفت ات میدونم نگرانی برو تو اتاق من منم میرم اتاق مهمون میخوابم از نظر تو امروز باهام اشناشدی تا باهام احساس راحتی کنی ازت جدا میمونم رفتم در اتاقو بستم خوابیدم صبح از خواب بیدارشم کسی خونه نبود داشتم میرفتم شرکت جی یونگ رو دیدم بهم با نفرت نگاه میکرد گفت شنیدم میخواستی بری پیش مامان بزرگم بهش نگاه کردم تو دلم گفت جی یونگ پسر تخس مدرسه سگ با این رل میزد که من باهاش رل زدم گفتم احمق بیخیال من شو تو شرکت رو از دست جیمین گرفتی ولی اون توی یک ماه از شکرت تو بهتر زد کاری که تو هیچ جدو ابادتم نمیتونه انجام بده بازوموگرفت گفت من عاشقت بودم ولی تو اومدیو باهام بهم زدی گفتم دستمو ول کن من عمرن از تخسی مثل تو خوشم بیاد من تورو ایستگاه کردم ارو بهم گفته بعد از بهم زدن با تو یه پارتی گرفته بودم و انقدر رقصیدم که اپاندیسم پاره شد بازومو از دستش کشیدن و رفتم شرکت جیمین تاخل اتاقش بود ارو منشی جیمین واسه همین اجازه داد برم پیش جیمین رفتم اتاق جیمین بهم نگاه کرد گفت بیا بشین رفتم گفت ات دلم برای روزای سابق تنگ شده میشه دوباره مال من بشی اما حسی نسبت جیمین ندارم
(پارت۳۴)
از زبان ات
رفتیم به اون عمارت بزرگ نشسته بودم گفتم خب حالا از اول بهم بگید جیمین کل قضیه رو بهم گفت گفتم ای من با جی یونگ تخس قرار میزاشتم یعنی تو رییس شرکتی گفت اره گفتم نه بابا خوشم اومد جیمین با تعجب بهم نگاه کرد گفت اینو از کجات در اوردی شب شد رفتم بخوابم به جیمین گفتم حالا کجا بخوابم گفت ات میدونم نگرانی برو تو اتاق من منم میرم اتاق مهمون میخوابم از نظر تو امروز باهام اشناشدی تا باهام احساس راحتی کنی ازت جدا میمونم رفتم در اتاقو بستم خوابیدم صبح از خواب بیدارشم کسی خونه نبود داشتم میرفتم شرکت جی یونگ رو دیدم بهم با نفرت نگاه میکرد گفت شنیدم میخواستی بری پیش مامان بزرگم بهش نگاه کردم تو دلم گفت جی یونگ پسر تخس مدرسه سگ با این رل میزد که من باهاش رل زدم گفتم احمق بیخیال من شو تو شرکت رو از دست جیمین گرفتی ولی اون توی یک ماه از شکرت تو بهتر زد کاری که تو هیچ جدو ابادتم نمیتونه انجام بده بازوموگرفت گفت من عاشقت بودم ولی تو اومدیو باهام بهم زدی گفتم دستمو ول کن من عمرن از تخسی مثل تو خوشم بیاد من تورو ایستگاه کردم ارو بهم گفته بعد از بهم زدن با تو یه پارتی گرفته بودم و انقدر رقصیدم که اپاندیسم پاره شد بازومو از دستش کشیدن و رفتم شرکت جیمین تاخل اتاقش بود ارو منشی جیمین واسه همین اجازه داد برم پیش جیمین رفتم اتاق جیمین بهم نگاه کرد گفت بیا بشین رفتم گفت ات دلم برای روزای سابق تنگ شده میشه دوباره مال من بشی اما حسی نسبت جیمین ندارم
- ۶.۸k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط