صنما تا بزیم بنده‌ی دیدار توام

صنما تا بزیم بنده‌ی دیدار توام

صنما تا بزیم بنده‌ی دیدار توام
بتن و جان و دل دیده خریدار توام
تو مه و سال کمر بسته به آزار منی
من شب و روز جگر خسته ز آزار توام
گر چه از جور تو سیر آمده‌ام تا بزیم
بکشم جور تو زیرا که گرفتار توام
زان نکردی تو همی ساخت بر من که ترا
آگهی نیست که من سوخته‌ی زار توام
گر چه آرایش خوبان جهانی به جمال
به سر تو که من آرایش بازار توام
نه عجب گر بکشم تلخی گفتار ترا
زان که من شیفته‌ی خوبی دیدار توام
دزد شبرو منم ای دلبر اندر غم تو
چون سنایی ز پی وصل تو عیار توام
گر چه عشاق دل آسوده‌ی گفتار منند
من همه ساله دل آزرده‌ی گفتار توام
دیدگاه ها (۱)

هر شب نماز شام بود شادیم تمامهر شب نماز شام بود شادیم تمامکا...

از حل و از حرام گذشتست کام عشقاز حل و از حرام گذشتست کام عشق...

دستی که به عهد دوست دادیمدستی که به عهد دوست دادیماز بند نفا...

پسرا خیز تا صبوح کنیمپسرا خیز تا صبوح کنیمراح را همنشین روح ...

پرده برگیر که من یار توامعاشقم، عاشق رخسار توامعشوه کن، ناز ...

پرده برگیر که من یار توامعاشقم، عاشق رخسار توامعشوه کن، ناز ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

ز تو دورم من دیوانه و مدهوش توأم!آنچنان محو تو گشته که در آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط