//سلطنت راز آلود//

//سلطنت راز آلود//
ادامه پارت 81

ژ/ریچی : این کاریه که باید سال‌ ها پیش می‌کردم باید دختر و پسرمو برمیداشتم میرفتم....ولی من توی این ده سال حتا نتونستم توی چشمای دخترم‌ نگاه کنم
یادآوری مرگ همسرش نگاهش را غمگین تر کرد آن مرد سال ها با غم از دست دادن عشقش زندگی کرده
بود و برای محافظت از دختر و پسرش ازلو دادن قاتل صرف نظر کرده بود و به این خاطر سال های از دخترش دور‌ی میکرد
جیمین : کجا رو برای مکان سکونت انتخاب کردین
ژ/ریچی : در این مدتی که آدریانو در قصر نبود جای برای ماندن من فراهم کرده
لحظه سکوت کرد و سرش را پایین انداخت رنگ نگاهش تعقیر کرده انگار پشیمانی و حسرتی در چشمانش موج میزد
ژ/ریچی: الویز حالش خوبه....
جیمین : بايد اين رو از خودش بپرسین....به دیدنش برید مطمئن او هم دل تنگ‌ شماست
...........
لباسی به رنگه مشکی و قرمز اناری بر تن داشت و موهایی که با تاج گلی از مروارید و ریسمان های همانند او همراه با موهای لخته از بر روی شونه هایش لخت اش ریخته بودن و آرایشی به سبک گل قرمز که چشمان سرکشش را به نمایش میزاشتن کنیز های که درحال آماده کردن او بودن با تحسین از زیبایی اش تعریف میکردن
بعد از اتمام حاضر شدنش از روی صندلی بلند شد و بقیه کنیز ها را مرخص کرد روبه آينه قدی ایستاد و درحالی ‌که خودش زا براندازه میکرو خطاب به کنیزش گفت
الویز : ما امشب همینجا توی اقامت گاه شام می‌خوریم تدارکاتش رو فراهم کن
مارتا : چشم بانوی من.....


[ اسلاید ها به ترتیب لباس مدل موی و آرایش الویز ]
دیدگاه ها (۱)

/سلطنت راز آلود//پارت 82جلوی در های اقامت‌ گاه ایستاد نفس عم...

//سلطنت راز آلود//پارت 83این پارت ها دارای صحنه های می‌باشند...

//سلطنت راز آلود//پارت 81از راه جنگل به قصر برگشتن........جی...

//سلطنت راز آلود//پارت 80می سرایمت بی خیال به شب نشینی یار م...

علاوه بر این مادر جونگ‌کوک هم توی کنسرت حضور داشته و هدیه ها...

بچه ها برگشتم با انیمه ها و مکس های جدید ( کپشن رو حتما بخون )

های گایز آرمی 💜خوب، کسایی که تا الان توی پیجم بودن، می‌دونن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط