Part ...

Part:70. #ریاست_عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.


کای رفت تا تلفن بزنه منم سمت اتاقم رفتم
روی مبل نشستم و سیگارمو روشن کردم

من قرار بود با کلارا ازدواج کنم
اون موقع مشکلی نداشتم اما الان که ات برگشته نمی تونم این کارو کنم
چه جوری می تونم اونو پیش خودم نگه دارم
نه مجبورش کنم پیشم من بمونه

دود سیگارمو تو هوا رها کردم و خاموشش کردم
کای اومد تو اتاق و روبه روم نشست و یکم نوشیدنی ریخت برای خودش

& می خوای چیکار کنی

_ در چه مورد

& کلارا

_ اتفاقا داشتم بهش فکر می کردم
باید با کلارا ازدواج کنم ولی باید ات رو مجبور کنم پیشم بمونه

& چه جوری

_شاید مجبور شم به خاطر کمک کردن بهش باهاش یه قرارداد بنویسم

& اونوقت کلارا چی

_ اون خراب تر از این حرفاست
فقط کافیه بفهمم داره خیانت می کنه اون موقع می کشمش

& فکر...

با زنگ خوردن گوشیم حرف کای نصفه موند
سمت گوشیم رفتم و به شماره خیره شدم
شماره ته بود
جواب ندادم که دوباره زنگ زد
گوشی رو اوکی کردم و روی بلندگو گذاشتم

_ بله

&ات اونجاست

_نه مگه خونه نیست

& نه ، می گن یه ساعت پیش خواسته بره شرکت ولی دیگه خبری ازش نشده

با حرفش یاد جانگ افتاده

_ ته بیا اینجا

گوشی رو قطع کردم

با حالت نگرانی سمت کای چرخیدم
_ ات غیبش زده
سریع برو دوربین هارو چک کن

& بله

کای سمت لپ‌تاپش رفت و مشغول چک کردن دوربین های ساختمون شد

نگران شده بودم نکنه اتفاقی افتاده باشه

& قربان!!

با صدای کای از فکر بیرون اومدم و
سمت کای رفتم که با دیدن فیلم دوربین های پارکینگ خشکم زد
دیدگاه ها (۰)

#سناریو وقتی مست میان خونهنامجون :«ات عزیزیم کجایییشوگا :«بی...

Part:69. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌....

Part :68. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌...

Part:41. #ریاست.عشق_پس فردا مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط