Lucky-bloody#

Lucky-bloody#
پارت 10

و ازش فاصله گرفتی!
+جونگکوک
-چی شد؟
و با منظور نگاش کردی!
اونم ناامید چوبشو برداشت و رفت و یعقشو گرفت و انداختش بیرون از چادر!
-متاسفم!
و بدون معتلی چوب یا همون نیزشو فرو کرد تو قلبش!
ولی نمرد!
برای بار دوم زد تو قلبش!
بازم نمرد!
این دفعه زد تو سرش و با یکم تقلا کردن بالاخره مرد و بی حرکت شد!
با تعجب بهش نگا میکردی!
-مثل اینکه باید بزنی تو سرش تا کارش تموم شه!

×ما....ما معذرت میخوایم....ازینک حرفتونو باور نکردیم!
-هوم....عیب نداره حوصله ناز کشیدن ندارم.....میرم یکم ماهی بگیرم برا شام!
توم رفتی لب صاحل و بی توجه به موج دریا نزدیک اب دراز کشیدی و چشاتو بستی و سعی کردی لذت ببری!
-هوی.....بلند شو.....سرما میخوری!
+عیب نداره....به این همه سختی که کشیدم میارزه!
-میخوای بمیری؟
+تو چقد علاقه داری که همه بمیرن یا خودکشی کنن!
-خب یه سواله.....بیا تو چادر....البته اگ نمیخوای بمیری!
بی توجه بهش دوباره چشاتو بستی و رفتی تو فکر!
تو فکرت غرق شده بودی که بوی کباب حس کردی!
سریع بلند شدیو رفتی سمت کمپ!
-بالاخره اومدی؟
+اره بوی کباب اومد....گرسنمه!
-اره.....این دفه ماهی زیاد گیرم اومد هرکی میتونه بیشتر از یکی بخوره!
یکی از ماهیا رو گرفتی و شروع کردی به خوردن!
+همممم...!
🙂
#ویسگون #کلیپ #کیپاپ #بی_تی_اس #کیوت #عشق #خاص #رمان #جنگکوک #عاشقانه #ایران #اکسو #بلک_پینک #توایس #استری #استری_کیدز #سلبریتی #ایدل #نامجون #جین #یونگی #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جنگکوک
دیدگاه ها (۰)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒 ☕🌷𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی با قبلیا فر...

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

You drove me crazy about you...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط