شوتو: نه . خب چیژه.ا . خب ..ع.ا

شوتو: نه . خب چیژه.ا . خب ..ع.ا
جیرو : بنده خدا مغزش ارور داد 😂
شوتو:((سرخ شدن )) من میرم بیرون قدم بزنم ((بستن در))
کیریشیما : پففف هه هه هه هه هه هه هه ((منفجر شد بچم))
باکوگو: میدوریا میای بریم قدم بزنیم یکم هم برای کلاس ها گرم کنیم؟
میدوریا : باشه به بقیه هم بگو شاید بیان
باکوگو: کیریشیماااااااااا کامینارییییییی هووووووی
میدوریا : نیازی نیست آنقدر داد بزنی بقل دستت هستن
هر دو : بله
باکوگو : می‌خوایم بریم دور مدرسه بدوعیم میاین؟
هر رو : اره بریم
((روی پل ))
باکوگو : وایستید یکم نفس بگیریم
هر سه تا : خیلی خب
میدوریا : (( نفس نفس کردن )) چقدر آب رود خونه بالا اومده
کیری شیما : آره
باکوگو تو ضهنش : از دیشب که میدوریا با تنفر به شیگاراکی نگاه کرد هنوز مدل چشم هایش به حالت قبل بر نگشته قبلن چشماش برق میزد ولی حالا بی روح شده دارم کم کم نگرانش میشم .
کامیناری : باکوگو هواست کجاست دو ساعت دارم میگم بستنی میخوای ؟
باکوگو: اره
کامیناری : چا طعمی؟
باکوگو: پرتقالی
کامیناری :باشه العان میام
میدوریا : ((روی میله پل نشست )) باکوگو ..
باکوگو: چیه؟
میدوریا : ((وزیدن باد )) من می‌خوام با آب هم سفر شم
باکوگو: منضورت چیه؟
کیری شیما : میدوریا چی میگی؟
میدوریا : فکر کنم وقتشه
باکوگو و کیری شیما : ها؟
میدوریا : بای بای (( از پل پرید پایین ))
باکوگو: دکووووو
کیری شیما : تو آب نمیبینمش رفته ته
کامیناری : اون دیوونه چیکار کرد . یکی کمک کنه
باکوگو: همین جا بمونید میرم دنبالش بعد ما رو از آب بکشید بیرون (( پرید تو رود))
باکوگو: وارد آب شدم میدوریا رو خیلی دور تر دیدم چشماش از قبل بی روح تر شده بود ولی داشت لب خند میزد تند تند شنا کردم سمتش ولی دیر رسیدم آب وارد ریه هایش شده بود بقلش کردم و سمت بالا شنا کردم
کیری شیما : انگار داره میاد بالا
ادامه پارت بعد 🎀🗿
نضزری چیزی ؟
ایده بدین تو رو خدا
دیدگاه ها (۸)

تکپارتی

بالهای سرخ پارت ۵

(سناریو باکودکو۱)پارت ۱۲

سناریو باکودکو

دید پنهان ,انفجار اشکار

(سناریو باکودکو۲)پارت ۳

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط