کودک گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد:گل بخر..گفتم برای

کودک گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد:گل بخر..گفتم برای کی؟گفت برای هدیه به عشقت..!گفتم اگه عشقم هدیه داد به عشقش چی؟لحظه ای سکوت کردوگفت:گلهایم فروشی نیست......
دیدگاه ها (۲)

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

آخرین بحث پارت ۱۷

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

سناریو قهوه با بوی شکلات

پارت ۱۰ ........ محاصره

سورا و رین

ادامه پارت ۱۲

فتا: یک پلتفرم فروش آنلاین طلا با 200,000 کاربر ورشکسته شد. ...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

چند پارتی جونگ‌کوک وقتی هردوتون ایدل بودید...(دو شب بعد)‌آید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط