نوشته بود :
نوشته بود :
بچه بودم یه بار دوستم اومد خونمون
یهو مامان بابام باهم دعواشون شد.
قیافم رو که دید دستشو گذاشت رو
گوششو گفت:
نگران نباش من هیچی نمیشنوم و
هنوز با هم رفیقیم :) ...!
+همچین رفیقی براتون آرزو دارم!💙
بچه بودم یه بار دوستم اومد خونمون
یهو مامان بابام باهم دعواشون شد.
قیافم رو که دید دستشو گذاشت رو
گوششو گفت:
نگران نباش من هیچی نمیشنوم و
هنوز با هم رفیقیم :) ...!
+همچین رفیقی براتون آرزو دارم!💙
- ۷.۹k
- ۱۲ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط