یادمه اون شبی که تو حرم امام رضا
یادمه اون شبی که تو حرم امام رضا
که با هم نشسته بودیم توی ایوون طلا
چشامون تو چشم گنبد ، وقتی گریون می شدیم
اشکامون می ریخت و اونوقت مثل بارون می شدیم
وقتی که با بچه ها توی حرم ناله کنون
کنار سقاخونه اش سرود می خوندیم همه مون
توی هیات اون شبا میون روضه و دعا
ناله می زدی آقا کی میرسم به کربلا
سینه می زدی تو هیات زیر پرچم حسین
آرزو داشتی بری تو صحن بین الحرمین
تو کبوتر شدی و پر کشیدی به آسمون
شبیه ستاره ها ، موندی حالا تو دلامون
کاش میشد یه بار دیگه دست توی دستات بزارم
دوست دارم بارون بشم به یاد چشمات ببارم
خنده های همیشه ات هیچ موقع یادم نمیره
دل من تا به ابد به یاد چشمات اسیره
که با هم نشسته بودیم توی ایوون طلا
چشامون تو چشم گنبد ، وقتی گریون می شدیم
اشکامون می ریخت و اونوقت مثل بارون می شدیم
وقتی که با بچه ها توی حرم ناله کنون
کنار سقاخونه اش سرود می خوندیم همه مون
توی هیات اون شبا میون روضه و دعا
ناله می زدی آقا کی میرسم به کربلا
سینه می زدی تو هیات زیر پرچم حسین
آرزو داشتی بری تو صحن بین الحرمین
تو کبوتر شدی و پر کشیدی به آسمون
شبیه ستاره ها ، موندی حالا تو دلامون
کاش میشد یه بار دیگه دست توی دستات بزارم
دوست دارم بارون بشم به یاد چشمات ببارم
خنده های همیشه ات هیچ موقع یادم نمیره
دل من تا به ابد به یاد چشمات اسیره
- ۱۱۳
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط