#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۹

_عماد

_دیارا نکن

_عماد چیکار نکنم من دست خودم نیست خودم که نمیتونم انتخاب کنم عاشق کی بشم

دیدم باز سین زد جواب نداد

_عماد تو عاشق کسی دیگه ای هستی؟

_نه

_پس من مشکلی دارم؟

_نه

_پس مشکل چه کوفتیه؟

_مشکل خودمم
دیارا من از درون شکستم

_چرا لعنتی چرا

_دیارا من کسی رو که چند سال باهاش بودم و عاشقش بودم از دست دادم

_چی ؟
یعنی چی از دست دادی

_یعنی ترکم کرد

_خب که چی

_خب که نمیتونم به کسی اعتماد کنم
نمیدونم بازم بقیه دلمو میشکنن یا نه

_اگه بهت بگم من همه نیستم چی؟

_دیارا

_عماد بهت ثابت میکنم که من دلتو نمیشکنم

بعد از این حرفم گوشی رو خاموش کردم و شروع کردم به برنامه ریزی ثابت کردن خودم که دیدم گوشیم زنگ میخوره

سمیرا بود

جواب دادم

_الو دختررر حدس بزن چیشدهههه

_چیشده ؟

_گفتم با یکی دوست شدم اون دوست عماده فردا هم قراره بعد دانشگاه چهار تایی بریم کافه مهمون نیما

_وایسا وایسا چیشده؟
اروم آروم بگو هضم کنم
اولن نیما کیه؟
دوما دوست کیه؟
سوما چهار تایی منظورت کیان؟

_نیما اونیه که من باهاش دوست شدم کنار تو میشینه
دوست عماده
چهار تایی هم یعنی من و تو و نیما و عماد

وایییی این عالیهههه یه فرصت واسه اینکه خودمو به عماد ثابت کنم

_اوکیه میاممم

_ببین چه خر ذوق هم میشه شیطون
دیدگاه ها (۰)

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

سوپرایزززز

پری کوچولوی منپارت ۱۰ته: به نظر من که خوبه. به کارش ادامه می...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۶چرا؟ +_... نمیدونم...

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

پارت هفتموقتی به خونه برگشتیم، تمام مسیر سکوت بینمون حاکم بو...

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط