میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟

میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟
باز هم شعر تــــو و درد من و آواز دل

تا کبوتر با کبوتر رقص دل آغاز کرد
در هوای دیدن تو ، باز هم پرواز دل

لحظه هایم را غزل پرداز کردی ای رفیق
مژده ای آور برایم ، بــــاز از آغاز دل

باز باران ، ساقه ی احساس ما را خیس کرد
بر فراز موج مـــوهای تو ، بارانـداز دل

سوختم از آتش تو ، باده ی تلخم دهیــد
بارها گیرم سراغت را ، من از طناز دل

من به یک لبخند زیبـا ، از لب تو قانعم
من بلطف طعم لبهایت ، کنم اعجاز دل

یکطرف سودای ما و یکطرف هرم لبت
با تنفس در هوای تو ، کنم ابـراز دل...
یادم تو را فراموش.،، شرط کردی با لبت
این شب تیره تا سحر مهمان تو،،،،،
دیدگاه ها (۳)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»🐝 هیولای باچیرا تو رو دوس...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

بچها ببخشید من همه ی اینارو کپی کردم و الان که میخواستم پارت...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

از دشمنان تا عاشقان

میبخشی پارت ۵

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط