فیک Finding

فیک Finding
پارت 5:
ویو جین:وقتی داشت آشغالارو مینداخت تو سطل پشت سرش وایستادم و تا متوجه من شد سریع با پشت تفنگم زدم به گیجگاهش و بی هوش شد و افتاد رو دستم،منم سریع براید استایل بلندش کردم و از پشت بوته ها به ماشینم رسیدم و تو صندوق عقب انداختم و بردمش به سمت عمارت تهیونگ.

نیم ساعت بعد:
ویو تهیونگ:این نخمم تموم شد و رفتم سراغ نخ بعدی که دیدم پاکتم تموم شده،هوفف اگه جین میفهمید این پاکتو در عرض چند ساعت تموم کردم منو میکشت.بلند شدم رفتم سمت پنجره،امشب هم داشت بارون میبارید و ذهنمو برد به سمت اون اتفاق،اتفاقی که 2 سال پیش افتاد و من نتونستم ازش محافظت کنم...من چقدر بی فایده ام،نتونستم از...
در همین حین جین درو یکهو باز کرد و یکی رو انداخت پایین،به جسم نحیفش میخورد یک خانم باشه،البته وقتی صورتشو و اون قسمت تخت رو دیدم فهمیدم اشتباه کردم.
+:میشه بگی اینجا چخبره؟و این کیه؟ها نکنه پارتنرته؟ولی تو که گی نیستی؟نگو جفتت پسره؟چرا حالا بی هوش...
_:واااای یه دیقه زبون به دهن بگیر تهیونگ برای اولین باره این همه سوالو یه باره میپرسی.
+:اینقدر که سینگل موندی پشمام ریخت خب،حالا بنال بینم کیه این؟
_:خب چیزه ببین برات تعریف میکنم ولی عصبی نشو خب؟
+:باز چه گوهی خوردی جین؟
_:ببین من داشتم ترتیب اون پسر جدیده که کشتیش رو میدادم که فهمیدم یکی داره منو میپاد و وقتی منو دید سریع فرار کرد منم سریع ترتیب جنازرو دادم و رفتم دنبال اون پسره که...(با دیدن چشمای تهیونگ خفه شد)
+:که؟
_:وارد یه خونه شد انگار خونه رفیقاش بودن بعد من منتظر بودم تا بیاد بیرون و سریع بدزدمش و بیارمش که دیدم با یکی از رفیقاش اومد بیرون منم گفتم نمیتونم بدون اینکه لو برم بدزدمش به جاش این پسره رو دزدیدم.
+:خب الان این پسره چه به درد من میخوره؟تو باید اونو میاوردی نه اینو
_:خب قطعا اومده براش تعریف کرده دیگه،بعدشم ببین فامیلیش پارکه مگه تو،الان تو مرحله کشتن پارک ها نبودی؟خب بیا اینم یه پارک دیگه.دستمم درد نکنه
+:خیلیه خب اینم میکشمش،فقط نمیدونی اسم اون یکی پسره چیه؟بالاخره باید پیداش کنیم تا شر درست نکرده.
_:فامیلیشو ندیدم ولی شنیدم یکی شون صداش کرد کوک.
+:بزار از این پسره اطلاعات بکشم بیرون ببینم میتونم کوک رو پیدا کنم یا نه.تو هم برو یه چیزی بخور تا من کارمو تموم کنم.
_:دستم درد نکنه،باشه برو فعلا.

ویو تهیونگ:
بعد اینکه جین رفت این پسره که اسمش پارک جیمین بود رو بلند کردم و بردمش زیر زمین و انداختمش روی صندلی،حال نداشتم دست و پاهاشو ببندم،این پسره هم که بهش میخورد خیلی ضعیف باشه،کارم راحت تره.روش یه سطل آب سرد ریختم و بعله مثل همیشه جواب داد و پسرمون مثل جن پرید.

ویو جیمین:
با حس سردی یهو پریدم و با نور مواجه شدم چشمام خیلی درد گرفت،یکم که به خودم اومدم دیدم من یه جای دیگم،اینجا دیگه کجاست؟من چجوری اینجا اومدم؟وایسا بینم این پسره کیه؟
+:سلام جیمین شی
_:ش..شما؟منو میشناسین؟
+:من؟قاتل آیندتم خوشبختم،شما هم باید مقتول آیندم باشین.
_:(پنیک)
+:قبلش ازت چند تا سوال دارم و اگه به همه شون درست و کامل جواب بدی شاید ولت کنم(تو دلش به حرفش خندید)
_:چ..چه سوالی؟

نیم ساعت بعد:
ویو تهیونگ:
با عصبانیت رفتم دنبالش،تو راه به جین زنگ زدم و گفتم این پسره ریزه میزه از دستم فرار کرد بگیرش.وقتی جواب سوالامو نمیداد من رفتم تا چاقویی چیزی پیدا کنم تا با زجر دادنش به زبون بیاد که دیدم بدو بدو فرار کرد.5 دیقه بعد جین پسره رو آورد و منم با عصبانیت موهاشو کشیدم و بردمش سر جای اولمون.صدای جیغش رو مخم داشت میرفت و من دلم میخواست هرچه زودتر بکشمش و همین کارم کردم.حوصله زجر دادنش رو نداشتم پس با یه چاقو گردنش رو بریدم و به جین گفتم ترتیب همه چیو بده و من رفتم بیرون تا یه پاکت سیگار بگیرم،بارون بند اومده بود از شانس خوبم.

حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻🌸❤
دیدگاه ها (۰)

فیک Findingپارت 4:ویوی جین:پسرک که پشت در نشسته بود و سرش را...

دیالوگ های فیک Finding:

pert= 3

شروعی دوباره پارت ۱۱.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط