ارمی: جین 🐹💗 سلام

ارمی: جین 🐹💗 سلام
امروز بالاخره یه روز مرخصی داشتم و شنیدم تو مرکز خریدی که زیاد میرم، ماهی‌تن دونوون آوردن، واسه همین سریع دویدم اونجا 🥺✨
وقتی اسم آشناشو تو مرکز خرید دیدم، خیلی خوشحال شدم… حتی حس کردم سرنوشته 👀
کارکنای فروشگاه با دقت به همه‌ی سؤالام جواب دادن و گفتن: «بازم میاریم، دوباره بیاین، ممنون خیلی آدمای مهربونی بودن
یه کارت بامزه و استیکر با نشونه‌های خاص هم گرفتم
اینکه محصولی با تبلیغ تو رو بخرم و دستم بگیرم، خیلی خوشحال‌کننده بود. فروشنده‌ها هم خوش‌برخورد بودن و منم حس شادی کردم
چون تو تو زمینه‌های مختلف فعالی، امروز منم دوباره الهام گرفتم و روزمو با خوشحالی گذروندم.
تو برای من بزرگ‌ترین منبع انرژی‌ای
و امروز بیشتر از هرچیزی تو دنیا دوستت دارم 💜💜💜
🐹: اوه، نامه‌ی قشنگی بود. با لذت خوندمش. خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ــــــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کا...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.48(روایت از زبان ا.ت)هن...

ببخشید طول کشید....

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط