نگیر فاصله از مــن، نــگــیر، میمیرم

نگیر فاصله از مــن، نــگــیر، میمیرم
منی که از غم دوران شکسته تقدیرم
بگیر دست مرا و چراغ راهم باش
مرا مرا که زمین خورده‌ام،زمین گیرم
چنان مقابل تو سر به سجده بردم که
به جرمِ عاشقی‌ام در مظان تکفیرم
بیا و معجزه کن، تکه تکه بند بزن
مرا که پاره شده رشته های زنجیرم
خمیده قامت قلبم،شکسته آینه‌ام
نبین جوانی من را،چرا که دل‌پیرم
بـیـا در آینه بـر مـن نگاه کـن بـی تـو
چگونه گُر گرفته،بغض کرده تصویرم
دیدگاه ها (۴)

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

تا آمدم نشان بدهم راه چاره راپیشم گذاشتی ورق استخاره رامانند...

شهر مست بوی موهای تو گردد یاس هم(رنگ می بازد انار از شرمتان ...

شرمنده‌ام که در پیِ چشمانتاز خود بریدم و نتوانستم...شرمنده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط