" بمان "
" بمان "
یادت چون پیچک سبزی
بر دیوار خاطرم ارام می روید
از مرزهای خاطره می گذرد
و من می مانم با اینهمه یادبرگ
که از گوشه گوشه ی رویاهایم سرریز شده چه کنم!
می ترسم حتی برگی کوچک
از این پیچک پر برگ
جدا شود، بر زمین افتد
مبادا رهگذری غریب
پای بر ان بگذارد
لگدمالش کند
با من بمان تا ابد
سبز و پاک
بگذار رویش تو را حس کنم
بر دیوار خاک گرفته ی خاطرم
بگذار استشمام کنم
رایحه ی حضورت را
بر دیوار خاطرم بمان
یادت چون پیچک سبزی
بر دیوار خاطرم ارام می روید
از مرزهای خاطره می گذرد
و من می مانم با اینهمه یادبرگ
که از گوشه گوشه ی رویاهایم سرریز شده چه کنم!
می ترسم حتی برگی کوچک
از این پیچک پر برگ
جدا شود، بر زمین افتد
مبادا رهگذری غریب
پای بر ان بگذارد
لگدمالش کند
با من بمان تا ابد
سبز و پاک
بگذار رویش تو را حس کنم
بر دیوار خاک گرفته ی خاطرم
بگذار استشمام کنم
رایحه ی حضورت را
بر دیوار خاطرم بمان
- ۱.۷k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط