اگر به جمع خستگان، به گوش دل شکستگان
اگر به جمع خستگان، به گوش دل شکستگان
پیام ما، ترانۀ ما، نمی رسد سرود عاشقانه ما نمی رسد
بدان که با همه خموشی، امیدِ من، پر از ترانه و پیامم
مبر ز یاد خود تو ما را، امیدِ من، مزن به سنگ فتنه جامم
اگر چه سر به زیر پر دارم، گره چو غنچه بر جگر دارم
هوای نغمه خوانیم نرفته از یاد، سروش آسمانیم نرفته از یاد
به صفایِ چمن چه سحرها ره صحرا نگرفتم !
ز نسیمِ صبا چه خبرها که ز گلها نگرفتم !
شبی ز قدسیان نشانه، ز پرتو سحر بگیرم
مگر چو مهر جاودانه دوباره بال و پر بگیرم
دل اگر بدهی بازم به فلک رسد آوازم
به فرازم اگر خواهی بگشا پر پروازم!
پیام ما، ترانۀ ما، نمی رسد سرود عاشقانه ما نمی رسد
بدان که با همه خموشی، امیدِ من، پر از ترانه و پیامم
مبر ز یاد خود تو ما را، امیدِ من، مزن به سنگ فتنه جامم
اگر چه سر به زیر پر دارم، گره چو غنچه بر جگر دارم
هوای نغمه خوانیم نرفته از یاد، سروش آسمانیم نرفته از یاد
به صفایِ چمن چه سحرها ره صحرا نگرفتم !
ز نسیمِ صبا چه خبرها که ز گلها نگرفتم !
شبی ز قدسیان نشانه، ز پرتو سحر بگیرم
مگر چو مهر جاودانه دوباره بال و پر بگیرم
دل اگر بدهی بازم به فلک رسد آوازم
به فرازم اگر خواهی بگشا پر پروازم!
- ۱.۸k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط