چشمامو باز کردم

چشمامو باز کردم
دیدم که پاییزه
دیدم هنوز قصم
سرد و غم انگیزه
چشمامو وا کردم
دیدم هوا سرده
دستام تب داره
پاهام یخ کرده
میلرزم و تنهام
تقدیر من اینه
یک دونه هیزم نیست
اینجا تو شومینه
هی با خودم میگم
گم کردی روزاتو
از شاخه افتادی
لعنت به من با تو
دیدگاه ها (۲)

من همونم که یه روزمیخواستم دریا بشممیخواستم بزرگتریندریای دن...

اگه یه روز بری سفربری ز پیشم بیخبراسیر رویا ها میشمدوباره با...

سخت ترین تحدید یک ایرانی

شکلاتِ تلخ فقط اونجاش خوبه که تو کافه خودتو میخوای متفاوت نش...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۹۳.. نگو نشکسته.. خيلي سرد و ...

مگه من چی خواستم؟ویو آدا:با این قرص دهمین مسکنیه که میخورم ت...

P23🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط