پارت ۴ فیک عشق آنیا

پارت ۴ فیک عشق آنیا

رفتم پایین و دیدم تهیونگ اومده
آنیا : سلامممم
تهیونگ : سلام عشقم خوبی ؟
آنیا : خوبم عزیزم لباسم خوبه ؟
تهیونگ : مثل همیشه عالی
و تهیونگ رفت جلو و دستشو دور کمر آنیا حلقه کرد
تهیونگ : میدونستی اون کنسرت بهترین کنسرت من بود ؟
آنیا : میدونم عزیزم
تهیونگ گونه آنیا رو بوسید
تهیونگ : بریم بانو ؟
آنیا : بریم عزیزم
و سوار ماشین شدن و راه افتادن و دخترک همش دلشوره داشت که اتفاقی بیوفته
آنیا : تهیونگ
تهیونگ : جانم عزیزم
آنیا : اعضا هم هستن ؟
تهیونگ : اره عشقم
آنیا : اها پس خوبه
تهیونگ : نگرانی ؟
آنیا : یکم
تهیونگ : ( لبخند )
و سکوت بود تا رسیدیم
تهیونگ : رسیدیم گلم
آنیا : ب باشه
رفتیم تو و مادر تهیونگ درو باز کرد
مادر تهیونگ : سلام عروس گلم خوبی
آنیا : سلام خاله مرسی ممنونم
تهیونگ : بیا بریم با اعضای خانواده اشنات کنم
آنیا : اوکی
آنیا همه رو شناخت تا رسید به دختر عمه تهیونگ و اسمش لونا بود
لونا : سلام پس تویی میخوای تهیونگ منو از من بگیری ؟
آنیا : چ چی
تهیونگ اومد و دستشو دور کمر آنیا حلقه کرد
تهیونگ : اره
و ...
ببخشید دیر شد😭🍓


#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
دیدگاه ها (۸)

پارت جدید آپلود شدهههههه 🛐🎀🕊️

جیکوک #عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓

من قربونتتتتتتونننن برمممممممم منننننن که ۶۰۰ تاییمون کردینن...

پارت ۳ فیک عشق آنیا و رفتیم سمت ماشین الان که دارم فکر می کن...

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط