عشــــــــــــــــــــــــــق،خودش خواهد امد..نمیتوان آن

عشــــــــــــــــــــــــــق،خودش خواهد امد..نمیتوان آن فرار کرد.


عشــــــــــق خودش اهسته اهسته می اید...


در گوشه قلب مهربانت ارام و بی صدا مینشیند..


و تــــــــــــو متوجه اش نخواهی بود...


و بعد ذره ذره قلبت را پر میکند..


کم کم مثل ساقه «مهرگیاه» در تمام جانت می پیچد ...


و ریشه می دواند،


به طوری که بی ان نمیتوانی نفــــــــــــــــــــــــــــــس بکشی.
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

پیمان نقره ای

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل ن...

dark life = 17

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p69چشم‌هایی سرد که انگار آدم رو از درون ...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط