پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست، که آزادی را به لبا

پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست، که آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب میکند، ورنه این ستاره بازی حاشا حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست، نگاه از صدای تو ایمن می شود، خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی...
دیدگاه ها (۴)

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

life like hellp:11با تاکسی خودمو به اونجا رسوندم.ساختمون قدی...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط