🍁 ​جرعه ای دیگر 🍁 دستِ

🍁 ​جرعه ای دیگر 🍁 دستِ دامانت شوم تا که مرا یاری کنی
وارهانی از قفَس، آزاد از زاری کنی
مانده او، آبِ حیاتم یکسره مرداب شد
سد شِکن از راهِ دل تا رود را جاری کنی «ابوالقاسم عبدالهیان، صد برگ کاهی»
دیدگاه ها (۱)

عالم امکان سراسر نور شدشیعه بعد از سالها مسرور شدپور زهرا تا...

🔸 احتمال تبدیل کنسولگری عربستان در استانبول به موزه خاشقجی!🔹...

جهت التیام قلب نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه حتما امر...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، روی پیست دو و...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط