تنفر قبل از عشقپارت

《تنفر قبل از عشق》پارت ۹
خلاصه داشتن میرقصیدن که یدفعه آنیا وقتی داشت میچرخید پاش سر خورد و داشت میخورد زمین که دامیان اومد آنیا رو بگیره که خودشم افتاد روش
آنیا:(وایییییییی گند زممممم)🍅🍅🍅
دامیان:🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دامیان سریع بلند شد و بعدش آنیا بلند شد که یدفعه...
آنیا:آییییییییییییییییییی پامممممم آخخخخخخخ فک کنم ای شکستههه
دامیان:حالت خوبه عزیزم؟
آنیا:نه آیییییییییی هق هق هققققق آهههیییییییی
دامیان سریع از بقیه عذر خواهی کرد و آنیا رو پرنسسی بغل کرد
دامیان:جیوز زود باش بیا...آنیا طاقت بیار
آنیا:دامیانننن هق هق هق
دامیان:الان میبرمت بیمارستان
بیمارستان
دکتر:متاسفانه خانم فورجر تا پس فردا نمیتونه مرخص بشه و نگران هم نباشید پاش نشکسته ولی شانس آورد با این بدن ظریفش پاش نشکسته
آنیا:ممنون دکتر
دامیان:هوی مر*تیکه منظورت از ظریف چیه؟
دکتر:غیر*تی شدید؟
دامیان:نهههه معلومه که نهههه چطوری میتونی بگی بدنش ظریفه؟همینی که میبینی یه طوری مشت زد تو صورتم هنوز جاش درد میکنه
دکتر و آنیا:🤣
دامیان:هه هه هه؟
دکتر:به هر حال باید امشب و پیش خانم بمونید
دامیان:باید پیشش بخوابم؟
دکتر:بله
دامیان:عمراااااا🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دکتر:پس مجبورم به جناب دمتریوس بگم بیاد
دامیان:خودم پیشش میخوابم
(از اون نگاه ترسناکا کرد)
شب شد و.....

ببخشید کوتاه بود بخاطر اینکه آپلود شه کوتاه کردمش
دیدگاه ها (۹)

ظاهر آنیا داخل رمانکپی به شدت ممنوعهههههه چون خودم کشیدمش مد...

بچه ها قبل از اینکه پارت ۱۰ هم بنویسم بهم بگید کدوم عکس برای...

آنیا و دامیان موقع رقصیدننننن

《تنفر قبل از عشق》پارت ۸ نکته:بچه ها از این به بعد با استیکر ...

rainy destiny

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط