جز من که نبضِ هر نفسم از برای توست

جز من که نبضِ هر نفسم از برای توست
یک شهر، مبتلای تو و خنده‌های توست

من آشنای گریه و باران و حسرتم
اما تو ناز کن که خدا آشنای توست

این وجه اشتراک برایم غنیمت است
این وجه مشترک که خدایم خدای توست

"شاید جهان، جهنّمِ دنیای دیگری‌ست"
اما بهشت، قسمتی از شانه‌های توست

شوقِ وصال و حسرت و بی‌تابی و فراق
با اختصار، گوشه‌ای از ماجرای توست

با اینکه عشق، اوجِ خودآزاریِ من است
اما دلم خوش است، جنونم به پای توست

آری، تو آفتابی و من برکه‌ای غریب
تبخیر می‌شوم که وجودم برای توست
دیدگاه ها (۱)

جز من که نبضِ هر نفسم از برای توستیک شهر، مبتلای تو و خنده‌ه...

جز من که نبضِ هر نفسم از برای توستیک شهر، مبتلای تو و خنده‌ه...

جز من کـه نبضِ هر نفسم از برای توستیک شهـر، مبتلای تـو و خند...

جز من که نبضِ هر نفسم از برای توستیک شهر، مبتلای تو و خنده‌ه...

جز من که نبضِ هر نفسم از برای توستیک شهر، مبتلای تو و خنده‌ه...

بهشت قسمتی از شانه های توست

ای بی‌کران که هرچه جهان مبتلای توستهستی نَفَس نَفَس نَفَسَش ...

و سالهاست که دیدگان منتظرم به طلوع روشن تو خیره مانده استبا ...

#مهدی جان!سالهاست آمدنت را به انتظار می نشینم،،و سالهاست که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط