𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p50
سون ته بلند شد و لبخند کج معروفش رو زد:« چرا از این مدرسه ی کوفتی نمیکَنی جئون؟»
جونگکوک قدمی جلو اومد. با دستش به آرومی مچ دست تهیونگ رو گرفت و پشت خودش کشید:« چرا از اذیت کردن امگای من نمیکَنی، سون ته؟»
سون ته جلو اومد:« الان که دیگه معلم نیستی، اینجا چه غلطی میخوری؟»
جونگکوک تک خنده ای کرد، چشماش رو چرخوند و بعد مستقیم تو چشم های سون ته زل زد:« هنوز نفهمیدی؟ من به عنوان سرپرست تهیونگ، الان به عنوان نماینده ی اولیا پام رو تو این مدرسه گذاشتم. هر قدمی که اینجا برمیدارم، قانونی تر از چیزیه که فکرش رو می‌کنی! »
دانش آموز های اطراف پچ‌پچ میکردن و خشکشون زده بود. لبخند کج سون ته محو شد. تهیونگ دستش رو دور انگشت کوچیکه یه دست تتودار جونگکوک حلقه کرده بود.
سون ته به تهیونگ نگاهی انداخت:« مگه خودش ننه بابا نداره که تو سرپرستش باشی؟»
جونگکوک با آرامش غیر قابل باور و ترسناکی جواب داد:«بهت خوش می‌گذره تو زندگی بقیه سرک بکشی، نه؟ من نامزدشم. به‌زودی هم ازدواج می‌کنیم. پس سرپرستش منم.»
جیمین شونه ی تهیونگ رو تکون داد:« وایییی چرا بهم نگفتی نامزد کردیددد؟ »
تهیونگ زمزمه کرد:« فقط دو روز گذشته از وقتی که بهم حلقه دادش؛ این یه رازه، به کسی نگیااا. »
جیمین هومی گفت و سرش رو به نشونه ی تایید به بالا و پایین تکون داد.
سون ته خمی به ابروش داد. چیزی برای گفتن نداشت.
جونگکوک سمت تهیونگ برگشت.
دستش رو دور صورت تهیونگ قاب کرد و جای جای صورت و بدنش رو چک کرد که آسیبی ندیده باشه.
تهیونگ با لب های غنچه دست به سینه ایستاد:« جونگکوکک گفتم من خوبمم! »
سون ته قدمی جلو اومد. نگاهش بین جونگکوک و تهیونگ میچرخید و به وضوح اب دهانش به سختی پایین می‌رفت:« تهیونگ، جدی میگه؟»
تهیونگ اخم کوتاهی کرد‌. لب هاش رو از هم فاصله داد تا چیزی بگه، اما جونگکوک سریعتر انجامش داد:« اره، جدیه. »
صدای آروم ولی مصمم جونگکوک‌ جای شک باقی نمی‌ذاشت.
جیمین با دهنی نیمه باز نگاهش رو بین سون ته، تهیونگ و جونگکوک چرخوند:«‌وایی!»
نگاه سون ته روی حلقه ای که تهیونگ هنوز پنهانش نکرده بود گیر کرد.
جونگکوک قدمی جلو اومد:«حالا که فهمیدی، دیگه لازم نیست اسمش رو از دهن من بشنوی. از این به بعد هم فاصله‌تو باهاش حفظ می‌کنی.»
تهیونگ زیر لب با همون لجبازی اما نرمش گفت:« جونگکوک! »
جونگکوک صورتش رو سمت تهیونگ چرخوند:« چیه؟ هنوز نگرانتم‌. »
شرایط:
۱۰۰ لایک ۱۸۰ کامنت ( لطفاً تو کامنتا نظرتونو بگیددد آهنگ نخونیددد جون جدتوننن ) ۳۵ بازنشر
دیدگاه ها (۸۹)

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p9جونگکوک با لحن خشک و سردش ادامه دا...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p19تهیونگ لحن سردش رو حفظ ...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p8تهیونگ رو نوک پاهاش ایستاد تا بتون...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p49حالا یک روز گذشته بود که جونگکوک از مدرسه اخ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p47سون ته با نیشخند به جونگکوک خیره شد:« تو این...

پارت ۹: عشق در آغوش سلطنت سکوت بینشان دیگر سرد نبود؛ فقط پر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط