عروس فراری
عروس فراری
پارت : یک
متن : کوتاه
درحالی که دستش رو دور بازوی جیمین حلقه کرده بود، توی فرود گاه حرکت میکرد.
بادیگارد های درشت و تیره پوست عرب هر کدام یک چمدون رنگی رو پشت سر خودشون حمل میکرد و تهیونگ
در حالی که عینک افتابیش رو کمی پایین می کشید تا شخصی رو دید بزنه ، با لب هایی جمع شده از تفکر گفت :
- اون کارلاست؟ کی اون خراب خانم رو دعوت کرده ؟
جیمین چشماش رو چرخوند و زیر لب تشر زد :
- محض رضای خدا ته ، اون خواهر داماده
پارت : یک
متن : کوتاه
درحالی که دستش رو دور بازوی جیمین حلقه کرده بود، توی فرود گاه حرکت میکرد.
بادیگارد های درشت و تیره پوست عرب هر کدام یک چمدون رنگی رو پشت سر خودشون حمل میکرد و تهیونگ
در حالی که عینک افتابیش رو کمی پایین می کشید تا شخصی رو دید بزنه ، با لب هایی جمع شده از تفکر گفت :
- اون کارلاست؟ کی اون خراب خانم رو دعوت کرده ؟
جیمین چشماش رو چرخوند و زیر لب تشر زد :
- محض رضای خدا ته ، اون خواهر داماده
- ۷۵
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط