صبح باران که بگیرد تَرِ باران نشوی

صبح باران که بگیرد تَرِ باران نشوی
خیس از بارش پی‌درپی گیلان نشوی

صبح باران که بگیرد چمدان را نبری
بی‌خبر، همسفر خستهٔ تهران نشوی

صبح باران که بگیرد به سراغم نروی
چینی نازک سهرابی کاشان نشوی!

صبح باران که بگیرد مه سنگین دارم
آخرین خاطرهٔ جادهٔ حیران نشوی!

صبح باران که بگیرد دل بی ارگ مرا
نشکنی، باعث لرزیدن کرمان نشوی

آخرین برگ به جاماندهٔ این شاخ تَرم!
برگریزان، قسم خورده‌یٔ آبان نشوی...!!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

این غزل شور تمنای تو دارد... به کنارقصد بالیدن رویای تو دارد...

باد با عطر تنش شانه به مویت زد و رفتماه با دیدن تو خنده به ر...

به گمانم من با چشم‌هایم تورا نفس می‌کشمچون تا می‌بینمت نفس ه...

شرع اسلام گفته نامحرم بغل کردن خطاستمن یقین دارم قیامت نامه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط