آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می‌خواند شما را...
دیدگاه ها (۲)

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفردر آب دارد می...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یک نفردر آب دارد می ...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یک نفردر آب دارد می ...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یکنفردر آب دارد می س...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یکنفردر آب دارد می س...

آن زمان که پیش خود بیهوده پنداریدکه گرفتستید دست ناتوانی رات...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یکنفردر آب دارد می س...

سالروز تولد,نیما یوشیج,,پدر شعر سپید ,,علی اسفندیاریشاعر بزر...

آی آدمها!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط