به رسم دل سپردن دل گرفتی

به رسم دل سپردن دل گرفتی

درِ کاشانه ام را گِل گرفتی

دل من ساحل آرامشت بود

تو آرامش از این ساحل گرفتی ولی

روزها میگذرد تشنه دیدارِ توام

مهرت از دل نَرود چون که گرفتارِ توام

برسر کوی و گذر طعنه به دیوانهِ مزن

تا به اوجِ تو رِسم جَلدِ به دیوارِ توام
دیدگاه ها (۸۴)

بی ادعا عاشق شدم بی ادعا هم می روم با"مد" شدم ساحل نشین،با ج...

هر روز می روم به مسیری که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خریدم...

آخرش هم زیر این خاک آرام خواهیم گرفت، مایی که روی این خاک، آ...

هر جا که دری بود زدمدر طلب او ویران شود این دل که چنین در به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط