یه بار هم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون بهم

یه بار هم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون بهم گفت آرزو کن گفتم یه خونه میخوام , گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !!؟؟خیلی منطقی بود لامصب ..
دیدگاه ها (۳)

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

🔴واسه دل خودت آرایش میکنی؟ پس آرایش کن و بشین تو خونه چرا می...

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ارت بلاک بودنم سخته ها (یا خدا چقدر صورتی شده)

سلام بچها من یه چیزی رو میخوام بپرسم شما پیج منو دوست دارید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط